أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

417

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

كردند . آنگه گفت : [ وَ ما أُمِرُوا ] ايشان را به اين نفرمودند در توراة و انجيل كه اختلاف كنند و عناد پيش « 1 » گيرند ؛ به آن فرمودند كه خداى را پرستند و طاعت را خاصّ و خالص براى خداى كنند در حالى كه مسلمان باشند از دينهاى باطل برگشته و دين اسلام و مسلمانى اختيار كرده ، و به آن فرمودند ايشانرا كه نماز بپاى دارند و زكات مال بدهند اين است دين و ملّتى راست و شريعتى مستقيم از جملهء اديان و ملل ؛ و ايشان را به اين دين و ملّت فرموده‌اند . [ سوره البينة ( 98 ) : آيات 6 تا 8 ] إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ فِي نارِ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أُولئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ ( 6 ) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ ( 7 ) جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ ( 8 ) بدرستى و حقيقت كه : آنان كه كافر شدند از جهودان و ترسايان و مشركان در آتش دوزخ باشند جاويدان و ايشان‌اند بدترين خلقان ؛ و آنان كه ايمان آوردند و عمل صالح كردند ايشان بهترين خلقانند . ابن عبّاس گفت : [ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ ] در حقّ على و اهل البيت او آمده است ؛ جزاى اين مؤمنان نزديك خداى ايشان بهشتهاى عدن است كه در زير درختان او جويهاى آب ميرود و ايشان در آنجا مخلّد و مؤبّد باشند خداى از ايشان خشنود باشد و ايشان از خداى خشنود باشند به آنچه بايشان ميدهد از ثواب و انواع نعيم « 2 » و رضاى خداى از ايشان ارادهء ثواب باشد و خير بايشان اين بهشت كه جنّت عدن است يا رضاى خداى تعالى كسى راست كه وى از خداى خود بترسد و از معاصى حذر كند .

--> ( 1 ) - در نسخهء قديم : « پيشه » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « رضاى خداى از ايشان ارادهء ثواب و خير باشد در حقّ ايشان ، و رضاى ايشان از خداى آن باشد كه : خشنود باشند به آنچه خداى كند بايشان در آنچه ايشان مستحقّ آن باشند و گفتند : رضاى خداى از ايشان آن بود كه : فعل ايشان بپسندد و رضاى ايشان از خداى همچنين و رضا ارادت باشد به شرط آنكه مرادش در وجود آيد و كراهتى از پى او نبود » .